شکرگزاری_سلامت روح و جسم

| زکات علم نشر آن است

شکرگزاری شکرگزاری
قرآن آنلاین
آموزش اقسام نمازها
ادعیه و زیارت نامه ها
آشپزی به سبک شکرگزاری
 تازه های فرهنگ و معارف



 تازه های پزشکی


  •    بررسی 3 نوع شایع درد در ناحیه شکم
  •    برای تقویت قدرت بینایی خود، این نکات را هرگز فراموش نکنید!
  •    ارتباط عجیب ما بین کم‌خونی و ابتلا به آلزایمر
  •    توصیه‌های عصرانه‌ای مهم برای روزهای گرم و سرد سال

 تازه های روان شناسی



 تازه های دندان پزشکی



  آمار

مطالب درج شده تا به این لحظه: عنوان
جدیدترین به روز رسانی:

 پراکندگی جغرافیایی

Free counters!
نرم
سامانه

شکرگزاری

تا دیر نشده است وسواس را در کودک خود درمان کنید


 نویسنده: میلاد عابدینی   انتشار: سه شنبه 9 اردیبهشت 1393، 11:11

روانشناسی| کودکان| روانپزشکی| روانشناسی|عادات نامناسب رفتاری| روانشناسی|کودکان|


درمان وسواس_معالجه وسواس فکری_وسواس ذهنی


یک روان‌شناس با بیان این‌که بروز هر نوع رفتار تکراری بی‌مورد یا تاکید بر موضوعی ساده، وسواس تلقی می‌شود، یادآور شد: وسواس کودکان درمان‌پذیر است.

به گزارش شکرگزاری  لیلا حسنلو در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این مطلب اظهار کرد: البته در صورت بی توجهی به درمان، حرکات وسواسی، مزمن شده و برطرف کردن آنها مشکل می‌شود. در مواردی که کودکان بر انجام عملی اصرار می‌کنند و در صورتی که آن را انجام ندهند، کلافه می‌شوند و پرخاشگری می‌کنند دلیل این موضوع را باید در وسواس کودک دنبال کرد.

وی یادآور شد: کودکان وسواسی گاهی از اعمال و افکار خود چنان مضطرب و آشفته می‌شوند که تا آن کارها را انجام ندهند، آرام نمی‌گیرند. کودکان وسواسی اغلب والدین خود را مجبور می‌کنند تا تابع رفتارهای وسواس‌گونه آنان شوند و از این راه ممکن است خانواده را تحت سلطه خود در آورند.

وی ادامه داد: والدینی که کودک وسواسی دارند باید آگاهی خود را در زمینه بیماری فرزندشان با مطالعه بالا ببرند. [روانشناسی]در طول درمان، فرزند را حمایت کنند و انتظارات و خواسته‌هایی در حد توان کودک از او داشته باشند.








شکرگزاری

به یکدیگر بدون چشم داشت نیکی کنیم


 نویسنده: میلاد عابدینی   انتشار: شنبه 6 اردیبهشت 1393، 09:34

خانواده و سبک زندگی| داستان کوتاه| روانشناسی| روانشناسی|مثبت اندیشی| روانشناسی|عادات نامناسب رفتاری|



داستان کوتاه_نان_کلیپ آرت_محبت_نیکی کردن_خواندنی_مجله خانواده سبز


پسر  پیرزنی به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند.

بنابراین زن دعا می کرد [داستان کوتاه]که او سالم به خانه باز گردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء

خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت

پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا می گذشت نان را بر دارد. هر روز مردی

گو‍ژ پشت از آنجا می گذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او

تشکر کند می گفت: «کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد


این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده

شد. او به خود گفت: او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد. نمی د انم منظورش چیست؟


یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او

خلاص شود بنابراین نان او را زهر آلود کرد و آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت،

اما ناگهان به خود گفت: این چه کاری است که می کنم؟ بلافاصله نان را برداشت و در تنور

انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت. مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت


آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد. وقتی که زن در را باز کرد ، فرزندش را دید که

نحیف و خمیده با لباس هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه،

تشنه و خسته بود در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت


مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم.

در چند فرسنگی این جا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم.

ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان

به من داد و گفت: «این تنها چیزی است که من هر روز می خورم امروز آن را به تو می دهم

زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری









شکرگزاری

به جای حصار، پل بسازید


 نویسنده: میلاد عابدینی   انتشار: جمعه 5 اردیبهشت 1393، 21:30

خانواده و سبک زندگی| داستان کوتاه| روانشناسی| روانشناسی|عادات نامناسب رفتاری| روانشناسی|مثبت اندیشی|


داستان کوتاه_محبت به برادر_خانواده_مجله خانواده سبز_پل_حصار

 سال های سال بود که دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و کار به جایی رسید که از هم جدا شدند.


دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد،

مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:

من چند روزی است که دنبال کار می گردم،

فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید،

آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟


برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم.

به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است.

او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را به خاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .


سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:

در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.


نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:

من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟


نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:

نه، چیزی لازم ندارم !


هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت،

چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود.

نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.


کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:

مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟









شکرگزاری

من عادت به دیدن سایت های غیر اخلاقی دارم، کمکم کنید


 نویسنده: میلاد عابدینی   انتشار: چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393، 12:43

آیات و احادیث| عفاف و حجاب| ازدواج و مسائل مرتبط | خانواده و سبک زندگی| سوالات| منتخب سخنان کارشناسان برنامه سمت خدا| روانشناسی| روانشناسی|عادات نامناسب رفتاری|


درمان خود ارضایی_چشم ناپاک_چشم چرانی_سایت های مستهجن و غیر اخلاقی

متن کامل سوال مطرح شده در برنامه سمت خدا، شبکه سوم سیما: بسم الله الرحمن الرحیم، با سلام و خدا قوت خدمت عزیزانی كه احساس می‌كنند وجودشان مایه‌ی آرامش و نور و هدایت است. تقدیر و تشكر و قدردانی زیاد است و زمان كوتاه است و لسان هم الكن است. پس می‌گذرم و به خویشتنی می‌پردازم كه این روزها مایه‌ی عذاب من شده است. جوانی هستم متأهل كه اگر مرا ببینید از ظاهر مذهبی هستم ولی در باطن خدا می‌داند. نه اینكه منافق باشم، نستجیر بالله! ولی متأسفانه به خاطر برخی بسترها كه امروزه همه به آن افتخار می‌كنیم و از آن به عصر تكنولوژی و اطلاعات یاد می‌كنیم، البته بنده هم منكر برخی خوبی‌ها نمی‌شوم. ولی فعلاً افسار نفسم شده و به واسطه‌ی آن غوطه‌ور در گناه هستم. اصل مطلب این است كه هرگاه پشت سیستم می‌نشینم، و برای انجام كارهایم از اینترنت استفاده می‌كنم، خودآگاه و عامداً وارد سایت‌های غیر اخلاقی می‌شوم. شاید باورتان نشود ولی از اول دائم به خودم می‌گویم:
 تو كه پشیمان می‌شوی و دائم خودت و ایمان ضعیفت و عزم سستت را مدام سرزنش می‌كنی، پس این كار را نكن. ولی همیشه نفسم و غلیان احساساتم بر عقل بیچاره و ضمیر باطنم غلبه می‌كند و ندای شیطان را لبیك می‌گویم و آنچه فكر می‌كنم اتفاق بیافتد، می‌افتد. وضعیت و حال من باعث شده كه به هیچ وجه از خودم و ایمانم رضایت قلبی نداشته باشم. چرا كه خود را مدام در ورطه‌ی گناه می‌بینم. استاد ارجمندم، آقای ماندگاری كه روی دل نوشته‌ام مایل به شماست، تمنای این جوان حقیر و ناچیز فقط یك كلام است. لطفاً كمكم كنید.


متن کامل پاسخ از زبان حاج آقای ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم، از حسن ظن این عزیزان جداً تشكر می‌كنیم و امیدواریم كه خداوند ما را برای كمك كردن به این عزیزان قابل بداند. لذا این دعای قشنگ حاج آقای قرائتی را من به خودم و همه‌ی مبلغین و همه‌ی كسانی كه می خواهند یك نفر را انشاءالله در مسیر دین كمك كنند، همیشه توصیه می‌كنم. «الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی» خدایا زبان ما را زبان خیر قرار بده. نیت ما را نیت خیر قرار بده.
ما هم یك وسیله هستیم، حالا این بنده‌ی خدا به ما متوسل شده، ولی نیتش كمك گرفتن از خدا و اهلبیت (ع) است.
لذا من اول به نیت این عزیز هم به خودشان می‌دهم و هم به خودم، و هركسی كه در جایگاه این عزیز است كه خیلی‌ها به این مشكل گرفتار هستند، می‌گوییم: بیایید با هم دیگر استغفار كنیم، «استغفر الله ربی و اتوب الیه» بعد هم به این مثالی كه می‌زنم خوب توجه كنند.

اگر ایشان آجیل فروش باشند، یك نفر می‌خواهد به آجیل فروشی بیاید. بادام، پسته، فندق با قیمت‌های بالا گذاشتند.  یك نفر بخواهد بگوید: آقا اجازه می‌دهی من شروع كنم و یك كیلو بخورم.
قطعاً به او چنین اجازه‌ای نمی‌دهند. اما اگر بگوید: اجازه می‌دهید من یك بادام بخورم؟ من ظاهراً برای یك دانه خیلی ارزش قائل نیستم. می‌گویند: خیلی خوب، یك دانه برای یكبار اشكال ندارد.
ولی اگر بدانم این آقا یك دانه برداشت و بیرون رفت و دوباره بیاید بگوید: اجازه می‌دهید یك دانه دیگر بردارم. دفعه‌ی سوم و چهارم، دفعه‌ی پنجم، یك چوب برمی‌دارم و دنبالش راه می‌افتم. می‌گویم: تو مثل اینكه می‌خواهی یك كیلو را دانه، دانه بخوری. درست است من گفتم: یك دانه ارزش ندارد، ولی وقتی اینطور داری دانه، دانه برمی‌داری، كل را می‌خواهی برداری.
با همین مثال خیلی ساده، شیوه‌ی شیطان این است. شیطان هیچ وقت نمی‌گوید: همه را به من بده. چون می‌داند من همه را به او نمی‌فروشم. لذا خودش اظهار می‌كند و می‌گوید: چهره‌ی من یك فرد متدین است. نمازم را می‌خوانم، روزه‌ام را می‌گیرم، حجابم را دارم، مكه‌ام را دارم، هیأت می‌روم، همه را نتوانسته از من بگیرد.
اما شیوه‌ی شیطان این است كه یكی یكی دارم با او كوتاه می‌آیم. لحظه، لحظه، دانه، دانه، قدم به قدم، تار تار مو را از من می‌گیرد.
هیچ وقت شیطان به یك دختر خانم محجبه و متدین نمی‌گوید: روسری‌ات را بردار. دو تار مو كه اشكال ندارد. علمای درس اخلاق اسمش را شبهه‌ی ارزنیه می‌گویند. یعنی شیطان هیچ وقت به یك نفر نمی‌گوید: انبار ارزن را دزدی كن. می‌داند دزدی كار بدی است.
ولی می‌گوید: یك دانه برداری كه چیزی نیست. یك ارزن ارزشی ندارد. ولی یك دانه، یك دانه انبار را خالی می‌كنند.
قرآن می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» (نور/21) خطوات به معنی گام‌های آهسته و بی‌صدا شیطان است. یعنی ما متوجه نمی‌شویم. پاورچین، پاورچین است. به قول شما به هوای این كه می‌خواهم از اینترنت برای مصرف علمی استفاده كنم، می‌نشیند. به هوای استفاده از یك سی‌دی پای كامپیوتر می‌نشینیم. به هوای این كه می‌خواهیم از این كتاب و این سایت و از این مجله‌ها استفاده كنند، می‌روند. حتی به هوای استفاده علمی سمت آدمی، شخصی، سایتی و رسانه‌ای می‌رویم.
اما شیطان ذره ذره می‌كشاند. من اول جایگاه این شگرد شیطان را بگویم. چون من برای ذره‌های خودم ارزش قائل نیستم. غافل از این كه عمر من دارد از این لحظه‌ها تشكیل می‌شود. تمام موی سر خانم از همان تارها دارد تشكیل می‌شود. تمام آن یك كیلو بادام، از آن یك دانه یك دانه‌ها است. تمام این دریا از قطره‌، قطره‌هاست. صبر شیطان زیاد است. می‌دانید از خدا وقت گرفته، مهلت گرفته و گفته: خدایا به من مهلت بده «قالَ أَنْظِرْنی‏ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ» (اعراف/14) خدا گفته تا وقت معلوم به تو فرصت می‌دهم. تا روز قیامت به تو مهلت نمی‌دهم. حالا در روایت گفته می‌شود: انشاءالله ظهور امام زمان(ع) است.

پس ببینید اصل این قصه‌ی شیطان كه می‌تواند بر من و شما مسلط باشد، همین است. من خودم را هم می‌گویم، یك وقت این جوان عزیز فكر نكند ما امامزاده هستیم. نه! ما خودمان هم گرفتار همین هستیم. یك لحظه گوش كردن به موسیقی كه چیزی نیست، یك نگاه كه چیزی نیست. یك نگاه، یك نگاه مرا آلوده می‌كند. یك پیامك به نامحرم كه اشكالی ندارد. یك تار مو كه اشكالی ندارد. یك تخمه برداشتن اشكالی ندارد. یك ریال، یك ریال است. گاهی هم خود شیطان برای ما توجیه درست می‌كند. می‌گوید: بابا میلیاردی می‌خورند، حالا تو به یك ریال گیر می‌دهی؟ كلی فساد و فحشا می‌كنند، تو به این یك تار مو گیر می‌دهی؟ همیشه می‌خواهد گناه را كوچك كند. استصغار كند، تحقیر كند، سبك كند و بگوید: این كه چیزی نیست.

پس اولاً ما مواظب ترفند شیطان باشیم. من سه راه حل می‌خواهم به این عزیز بگویم:

1- مواظب ترفند شیطان باشیم كه شیطان كیلویی و تنی از ما خرید نمی‌كند. مثقالی خرید می‌كند. می‌داند ما تنی نمی‌فروشیم. مثلاً بگوید: آقاجان! تمام عمرت را به من بفروش. می‌گویم: من غلط می‌كنم این كار را كنم. من نماز خوان و هیأتی هستم. من بسیجی هستم. من حزب اللهی هستم. من از خانواده‌ی متدینی هستم. من نان حلال خوردم. اصلاً همه‌ی عمرم را به تو نمی‌فروشم.
می‌گوید: خوب، نمازت را بخوان، روزه‌ات را بگیر. اما یك پنج دقیقه از وقتت را به من بده! ما هم پنج دقیقه را بخاطر یك تخمه و یك بادام كه فكر می‌كنیم ارزش ندارد، به شیطان می‌دهیم. به گمان این كه بعدش استغفار كنیم. ببینیم بعدش توفیق استغفار داریم یا نداریم. مواظب باشیم شیطان هیچ وقت تنی و كیلویی نمی‌آید از ما خریداری كند. دانه‌ای و ذره‌ای می‌آید. ارزن، ارزن می‌آید. قدم به قدم می‌آید. اگر این قدم‌ها را بله نگفتیم، نمی‌تواند از ما كیلویی بردارد. پس حواسمان جمع باشد. این همان تذكری است كه ما در امر به معروف و نهی از منكرها به همدیگر می‌دهیم. یك تار مو ما را به این جا می‌كشاند.یك لقمه‌ی حرام ما را به این جا می‌كشاند.
امام صادق (ع) می‌گوید: یك نگاه حرام ما را به این جا می‌كشاند. یك لحظه پای سایت بد نشستن، ما را به این جا می‌كشاند. می‌گوید: حاج آقا! خیلی‌ها در خیابان به فسادهای زیادی گرفتار می‌شوند، شما به پنج دقیقه پای اینترنت نشستن ما گیر دادی. شیطان از همین‌جا شروع كرده است. كل عمر تو، روز تو و ساعت تو را خریده است.








شکرگزاری

ادیان آسمانی به حفظ محیط زیست دعوت کرده‌اند


 نویسنده: میلاد عابدینی   انتشار: چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393، 09:59

اخبار اجتماعی| روانشناسی| روانشناسی|عادات نامناسب رفتاری|


حفظ محیط زیست_اهمیت_یادآوری_اسلام_سایر ادیان


به گزارش شکرگزاری  به نقل از خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی «الشرق»، سمینار بین‌المللی «مدیریت اکوسیستم‌ها از دیدگاه اسلام» دیروز، دوم اردیبهشت، به کوشش بوستان قرآنی قطر و با همکاری کمیته مدیریت اکوسیستم‌ها وابسته به اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست در انجمن دانشجویی دانشگاه «حمد بن خلیفه» این کشور آغاز شد و و به مدت 3 روز ادامه دارد.

این سمینار با هدف آشنایی با فعالیت‌های بوستان قرآنی قطر برگزار شده است و در حاشیه این سمینار، نشست‌ها و سخنرانی‌هایی با موضوع شیوه مدیریت اکوسیستم‌ها و بوستان‌های گیاه‌شناسی و بررسی آموزه‌های اسلام و ادیان آسمانی که مرتبط با طرح‌های بین‌المللی در زمینه حفاظت از گیاهان و محیط زیست است، همراه خواهد بود.

فاطمه صالح الخلیفی، دبیر سمینار و مدیر طرح بوستان گیاهان قرآنی قطر در مراسم افتتاحیه اظهار کرد: ما امیدواریم که این سمینار علمی، مجالی برای آشنایی با تلاش‌های «بنیاد آموزش، علوم و توسعه جامعه قطر» در زمینه حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار قطر باشد.
فاطمه صالح الخلیفی در ادامه افزود: این سمینار گامی ضروری برای همکاری و تعامل بوستان قرآنی قطر و مؤسسات بین‌المللی و داخلی فعال در این عرصه بوده و با همکاری مهم‌ترین سازمان‌های بین‌المللی برگزار شده است.


ادیان آسمانی به حفظ محیط زیست دعوت کرده‌اند

الخلیفی تصریح کرد: ادیان آسمانی به حفظ محیط زیست دعوت کرده‌اند و هدف از اداره محیط زیست، حفظ خدمات زیست‌محیطی و بازیافت منابع طبیعی برای رفع نیازهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نسل‌های کنونی و آینده است.









 

نرم
سامانه
  جدیدترین مطالب
 همیاری
تنها با یک کلیک شکرگزاری را در گوگل محبوب نمایید


  گشایش
هم اکنون چند صلوات را برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) می فرستید؟










  اشتراک مطالب
جهت دریافت روزانه مطالب آدرس پست الکترونیکی خود را وارد نمایید

Delivered by FeedBurner




ویزیت رایگان_درمان رایگان بیماری ها
  دوستان
  تبلیغات
جدیدترین اخبار
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات